اوباما، غزه، و درس‌هائی برای رژیم اسلامی

مصاحبه با تلاش آنلاین ژانويه ٢٠٠٩


تلاش
ـ تا چند روز ديگر اوباما رئيس جمهور منتخب ايالات متحده آمريکا رسماً اداره امور را بدست می‌گيرد. مبارزات انتخاباتی که به گزينش وی انجاميد، يکی از مهمترين حوادث سال گذشته بود که نظر ميليون‌ها انسان در سطوح مختلف و در چهار گوشه جهان را به خود جلب کرد. به نسبت همين توجه، از وی انتظار دگرگونی‌ها و اميد به حل مشکلات بسياری می‌رود، از جمله خاموش کردن آتش درگيری‌های خونين منطقه خاورميانه. اين انتظار از اوباما چقدر واقعی است؟

همايون ـ انتظارات از اوباما در همه زمینه‌ها بسیار است. او در بحرانی‌ترین اوضاع اقتصادی هشت دهه گذشته و در گیر و دار دو جنگ، علاوه بر مشکلات همیشگی امریکا (که از معیوب‌ترین جامعه‌ها در جهان پیشرفته است) بر روی کار می‌آید. ولی هر چه تا‌کنون از او برآمده نشان می‌دهد که به خوبی احتمال دارد خود را به پای این لحظه تاریخی برساند. او بی‌تردید بهترین رهبری است که امریکائیان می‌توانستند در این دوران سخت داشته باشند. اما پایان دادن به جنگ صد ساله اسرائیل و فلسطین به این زودی‌ها از هیچ قدرتی ساخته نیست. بهبودی در اینجا و توافقی در آنجا بیشترینه‌ای است که در بهترین حالات می‌توان انتظار داشت.


تلاش ـ خاورميانه يکی از کانون‌های پيچيده‌ترين بحران‌هاست. سياست‌های آمريکا در اين منطقه به ويژه در سالهای اخير به شدت مورد انتقاد قرار داشته است. بسياری پيش‌بينی می‌کنند که اوباما در منطقه خاورميانه از سياست ديگری پيروی خواهد کرد.

به عنوان نمونه آيا سياست‌های آينده ايالات متحده آمريکا در قبال اختلاف و درگيري‌های ميان اسرائيل و فلسطين تغيير خواهد کرد؟ با توجه به اين که اوباما نيز بارها بر حمايت از موجوديت اسرائيل و حق اين کشور را در دفاع از خود در برابر حملات موشکی حماس و حزب‌الله به عنوان گروه‌های تروريستی تأکيد کرده است و در درگيری اخير ميان اسرائيل و حماس وی نيز با تروريست خواندن اين گروه در عمل مذاکره با سران آن را منتفی دانسته است، پس چه تفاوتی ميان اين مواضع و مواضع پيشين وجود دارد تا انتظار رود که سياست ديگری در پيش گرفته شود؟

همايون ـ یک ویژگی اوباما که در کنار عوامل دیگر او را کامیاب‌ترین سیاستگر نسل خود گردانیده است توانائی گذاشتن خویش به جای دیگران است. او بر خلاف یک سیاست‌پیشه معمولی "همه چیز برای همه کس" نیست و حقیقتا می‌تواند دو طرف یک اختلاف را دریابد. تعهد او به دور نگه داشتن اسرائیل از مخاطره از هیچ کس دیگر در امریکا کم نمی‌آورد. امریکائیان به اسرائیل هم بدهی سنگین اخلاقی دارند، هم بستگی استراتژیک، هم نزدیکی فرهنگی. برای آنها اسرائیل چیزی میان متحد سیاسی-نظامی و استان پنجاه و یکم است. اما رئیس جمهوری تازه با آمادگیش برای گفتگو و درگیر بودن با هر مخالفی، در موقعیت بهتری خواهد بود. او دست کم خواهد توانست زندگی را برای "جبهه سرکشی" (حماس و پشتیبانانش در تهران و دمشق) دشوار تر سازد. اکنون با درس کمرشکنی که حماس و فلسطینیان دریک ماهه گذشته گرفته‌اند می‌توان انتظار داشت که آن بهبود‌ها و توافق‌ها در اینجا و آنجا آسان‌تر به دست آید.


تلاش ـ ذکر نام جمهوری اسلامی ايران به عنوان حامی گروه حماس و حزب‌الله در منطقه توسط اوباما موضعی جديد و مختص به او نيست. اما در طول دوران روابط بحرانی ميان جمهوری اسلامی و ايالات متحده آمريکا و تا پيش از وی، کسی از مذاکرات مستقيم و ديپلماسی مستقيم با جمهوری اسلامی سخن نمی‌گفت. آيا دست برداشتن از دشمنی با اسرائيل و خودداری از حمايت از گروه‌هائی چون حماس در منطقه جزء ‌شرط‌های چنين مذاکراتی است؟

همايون ـ هر مذاکره‌ای بی پیش‌شرط خواهد بود. نمی‌توان انتظار داشت جمهوری اسلامی یا حماس پیشاپیش امتیازی بدهند. مسائل میان امریکا و جمهوری اسلامی فراوان و پیچیده است و به همه آنها نمی‌توان پرداخت. رویکرد جمهوری اسلامی به اسرائیل با همه اهمیت خود پاک زیر سایه مسئله اصلی که تسلیحات اتمی باشد می‌رود. اگر امریکائیان و اسرائیلیان و مصریان بتوانند جلو فرستادن سلاح از شبه جزیره سینا را بگیرند مشکلی با رویکرد رژیم اسلامی به اسرائیل و حتی کمک‌های مالی آن به حماس و حزب‌الله نخواهند داشت. به ویژه که هر تعهد جمهوری اسلامی به خودداری از فرستادن اسلحه کمترین ارزشی ندارد. گفتگوی مستقیم و بی پیش‌شرط با جمهوری اسلامی بیش از هر چیز بر مسئله اتمی تمرکز خواهد یافت. آیا رژیم مذهبی در تهران آماده است به انرژی اتمی بسنده کند یا در پی قرار دادن جهانیان در برابر عمل انجام شده است؟


تلاش ـ برافراشته نگه‌داشتن پرچم دشمنی با اسرائيل و دفاع از گروه‌های بنيادگرای مسلح عرب به نام دفاع از فلسطينی‌ها، توسط حکومت اسلامی آيا ابزار سياسی و اهرم فشار بر آمريکاست و يا هنوز مسئله ايدئولوژيکی است و در خدمت برانگيختن و رهبری مبارزات جهان اسلام؟

همايون ـ ایدئولوژی، مذهب ایدئولوژیک، روح چیره بر جمهوری اسلامی است، چنانکه در انقلاب اسلامی بود. ولی در انقلاب نیز رهبری مذهبی ملاحظات عملی را می‌توانست مقدم بدارد و امروز واقعیات حکومت و اداره بیش از دوره انقلاب دست در کار است. آخوند‌ها می‌خواهند ابرقدرت منطقه باشند و بازی با کارت فلسطین را برای جلب توده‌های عرب و قرار دادن رژیم‌های ناتوان کشور‌های عربی در وضع دفاعی سودمند می‌یابند. این ورق در گفتگو‌ها با امریکا نیز سودمندی‌های محدودی دارد. محدود از این نظر که دست جمهوری اسلامی گشاده نیست. در بحران غزه هر کس می‌خواست می‌توانست ببیند که یِک، رژیم آخوندی آماده است که در کمال بی‌اعتقادی، مردم غزه را بازیچه سیاست‌های خود کند؛ و دو، اگر هم بخواهد چندان کاری از آن بر نمی‌آید. اکنون کم پولی نیز آمده است و دست رژیم تنگ‌تر می‌شود. از همه اینها گذشته در اهمیت خیابان در سیاست‌های کشور‌های عربی مبالغه نمی‌باید کرد. شصت سال است برای فلسطین نعره می‌کشند، همه چیز را به پیکاری که همراه زمان، به زیان‌شان بوده بسته‌اند و گذاشته‌اند حکومت‌های‌شان به بهانه فلسطین در زورگوئی و رکود و فساد بیشتر فرو روند. در همین ایران خود‌مان با همه بی‌اعتنائی مردم، دیدیم که چگونه جنگ غزه بهانه سنگسار و سرکوب شد.


تلاش ـ در سايت تابناک تحليل‌هائی از سوی «طرفداران» اسلامی فلسطينی‌ها و مدافعين حماس می‌خوانيم، که آشکارا خشونت و کشتاری را که از سوی اسرائيلی ها در بمباران غزه صورت می‌گيرد پيش‌بينی کرده و آن را در خدمت بی‌اعتبار شدن اسرائيل و موجب فشار هرچه بيشتر افکار عمومی جهان بر روی دولت اين کشور ارزيابی می‌نمايند. با خواندن چنين تحليل‌ها و نظراتی انسان بی‌اختيار به ياد ضرب‌المثل يا جمله‌ئی که شما به مناسبت ديگری بکار برده‌ايد، می‌افتد: «غرقش کن من هم روش!» اما به نظر نمی‌رسد که عرب‌های ساکن مناطق فلسطينی، به دليل شدت نفرتی که از اسرائيل دارند به زشتی و پليدی چنين بازی‌هائی که با سرنوشت آنها می‌شود پی‌ببرند.

همايون ـ درست است. فلسطینی‌ها شش دهه گذشته را به مقدار زیاد از دست داده‌اند و دریافت درستی از موقعیت تاسف‌آور خود ندارند. آنها در این شصت سال بیش از همه توانسته‌اند هر از چند گاه یک جنگ دیگر عقب بیفتند. تا هنگامی هم که قربانی بودن را بجای پذیرش مسئولیت، و شهیدپروری را بجای پرورش دادن ذهن جوانان خود می‌گذارند، تا هنگامی که فرهنگ سیاسی آنها یا الفتح تولید می‌کند یا حماس، امید چندانی نمی‌توان داشت. کشور‌های عرب به بهانه آنها جلو اصلاحات اجتماعی را می‌گیرند و هر کس، حتی جمهوری اسلامی دور دست‌تر، از آنان سوء استفاده می‌کنند.


تلاش ـ اما خود بازيگران چطور؟ تا جائی که به خاطر داريم پس از آخرين درگيری نظامی اسرائيل با حزب‌الله و بمباران جنوب لبنان توسط ارتش اسرائيل، شما در مقاله‌ئی در باره درس‌هائی که جمهوری اسلامی از اين جنگ گرفت يا بايد می‌گرفت، نوشتيد. آيا اين جنگی که اين روزها با شدت تمام و با ابعاد وحشتناکی از کشتار مردم غزه و ويرانی شهرها جريان دارد، باز هم درسی برای حکومت اسلامی در بر دارد؟

همايون ـ این بار جمهوری اسلامی درس‌های بیشتری گرفته است ــ اگر این درس‌ها اثری داشته باشد. اسرائیلیان از جنگ پیروز بدر آمده‌اند و حماس تنها شکست خورده جنگ نیست. از این بد‌تر کشتار و ویرانی که حماس به دلگرمی جمهوری اسلامی بر مردم غزه تحمیل کرد واکنشی ملایم‌تر از گذشته برانگیخت. تصویر‌های زنان و کودکان کشته و زخمی دلخراش بود ولی جنگیان حماس نیز که با لباس مردم عادی و در میان مردم عادی می‌جنگند و مدرسه و مسجد و بیمارستان را میدان جنگ و انبار اسلحه می‌کنند از نظر‌ها دور نمی‌ماند. هر چه زمان بگذرد ــ چنانکه در لبنان نیز پیش آمد ــ اشتباه بزرگ حماس و مسئولیت جمهوری اسلامی در انداختن غزه به کام این جنگ پر هزینه و بیهوده نمایان‌تر خواهد شد. بیم گسترش نفوذ جمهوری اسلامی و در آمدن غزه به صورت پایگاه آن در همسایگی مصر شکاف بیشتری در صف دولت‌های عربی انداخته است. می‌توان گفت که برای پاره‌ای کشور‌های عرب، جمهوری اسلامی دارد جای اسرائیل را به عنوان خطر بزرگ می‌گیرد. اینهمه می‌باید هر حکومت مسئولی را به ارزیابی دوباره سیاست‌هایش وادارد.


تلاش ـ شما دهه‌هاست پيگيرانه از پيوندی که در عمل و در افکار نه تنها حکومت اسلامی و اسلامگرايان در ايران بلکه بسياری از گروه‌های مختلف ايرانی ميان سرنوشت ايران و درگيری‌های ميان فلسطينی‌ها و اسرائيلی‌ها برقرار است، به روشنی و صراحت تمام انتقاد می‌کنيد. البته نوع نگاه شما امروز در ميان ايرانيان طرفداران زيادی پيدا کرده است و نمونه‌های آن بسيار ديده می‌شود. اما اگر بخواهيم از زاويه نگاه شما به قضايا بنگريم، در عمل چگونه بايد به اين بحران يا بحران‌های مشابهی که در همسايگی و در منطقه خاورميانه شاهد هستيم، برخورد کنيم؟ آيا حکومت و ملتی که جغرافيای زيستش در اين منطقه است، می‌تواند بی‌اعتنا به چنين درگيري‌هائی به زندگی خود ادامه دهد؟

همايون ـ حتی در آن زمان‌ها که زندگی این‌چنین بر مردم ایران تنگ نشده بود ما نمی‌توانستیم دمی از برطرف کردن کمبود‌های خود، به دیگران از جمله فلسطینی‌ها بپردازیم؛ امروز که جای خود دارد. از آن گذشته سیاست خارجی سراسر قلمرو داد و ستد است. توجه و هزینه کردن به و برای دیگران می‌باید سودی داشته باشد. ما از هیچ فلسطینی سودی نبرده‌ایم و انتظار سودی نمی‌توانیم داشته باشیم. بر‌عکس فلسطینی‌ها به رغم کمک‌های ما در همه جا بر ضد ایران موضع گرفته‌اند و می‌گیرند. در سال‌های پایانی سلسله پهلوی، شاه به سازمان آزادیبحش فلسطین و سوریه پشتیبان آن کمک‌های مالی داد و بدگمانی اسرائیل و اجتماع با نفوذ یهودیان امریکائی را برانگیخت، با پیامد‌هائی که در جریان انقلاب پدیدار شد. در برابر، آنها با شدت بیشتر، چریک‌های مارکسیست لنینیست و اسلامی را آموزش دادند و سازمان آزادیبخش فلسطین به شاه و ایران حمله کرد و در سال انقلاب تا حد شرکت افراد مسلح خود، در کنار خمینی قرار گرفت. پس از انقلاب نیز هر دو آنها هیچ فرصتی را برای رای دادن بر ضد ایران در مجامع کشور‌های عرب از دست نداده‌اند.

سیاست خارجی یک کشور ربطی به احساسات شخصی زمامداران ندارد. دولت مسئول جامعه است و مسئولان دولت نمی‌باید حق جامعه را در پای پسند و ناپسند شخصی خود بگذارند. افراد حق دارند شب و روز عزای فلسطین بگیرند و هیچ ناروائی دیگری را در جهان نبینند و یهودی‌ستیزی را در جامه نخ‌نمای ضد امپریالیسم بپیچند ولی مصلحت ملی مقوله دیگری است. ما از دوستی اسرائیل تا دهه پنجاه/هفتاد بسیار برخوردار شدیم ــ خرده ریز‌های آن مناسبات در نخستین ماه‌های جنگ با عراق نیز ریسمان نجات نیرو‌های مسلح ایران شد. در سی ساله گذشته قربانی کردن مردم ایران در پای فلسطین و تکرار صحنه‌های عربده‌کشی شه‌های عرب در خیابان‌های ایران چه به ما رسانده است؟

بی‌اعتنا ماندن به رنج دیگران شایسته نیست ولی در حدود امکانات و با در نظر گرفتن نسبت‌ها و واقعیات. بیشترینه‌ای که از ما بر می‌آید کمک‌های انسانی به قربانیان جنگ و کمک به فرایند صلح است. اما اساسا انرژی ما می‌باید صرف بالا کشیدن ملت از این گودال فرهنگی و سیاسی باشد که نامش خاور‌میانه است. هیچ باکی هم از فسیل‌شدگان جهان پنجاه شصت سال پیش نمی‌باید داشت. زمان به زیانشان است ــ تا کنون بوده است و پس از این هم بسیار دیر شده است.


تلاش ـ مدتی است که بسياری از سران کشورها و از جمله اوباما بر اهميت نقش ايران در منطقه و بر عهده گرفتن نقش سازنده توسط حکومت آن تأکيد می‌کنند. کسانی هم می‌گفتند و می‌گویند «ايران زيادی بزرگ» و خطرناک است. تفاوت این دو نظر در سیاست‌های دولت ها چه خواهد بود؟

همايون ـ به ایران به همان علت بزرگ و خطرناک بودن دست نمی‌توان زد؛ و مهم‌ترین مسئولان سیاست خارجی امریکا از این اندیشه که چنین کشوری را به روز عراق و افغانستان بیندازند می‌گریزند. با اینهمه تا بمب ساعتی اتمی تیک تیک می‌کند همه گونه انتظار بد می‌توان داشت. نقش پر‌اهمیت ایران یک امر مسلم است و می‌باید با حکومت آن هر چه هم بیزار کننده، بر زمینه‌هائی که سود هر دو طرف را دربر دارد به توافق رسید. کشوری مانند امریکا با اقتصادی که دو برابر دومین اقتصاد جهان است (و سروران چپ، در فضای تصوری همیشگی، بیهوده سوگنامه‌اش را می‌نویسند) و بودجه دفاعی‌اش به اندازه همه بقیه، اسباب لازم را دارد که آن زمینه‌های سود مشترک را به رژیمی زیر فشار و در تهدید همه سویه بپذیراند. رئیس جمهوری تازه امریکا، سوار بر موج حسن‌نیت جهانی، به ویژه در چنین موقعیتی هست.


تلاش ـ می‌دانيم که پاسخ همه اين پرسش‌ها در حکومت اسلامی نهفته است. آيا حکومت اسلامی ظرفيت، توانائی و استعداد بهره‌گيری از اين فرصت‌ها را يافته است؟ در شرايط کنونی منطقه، وضعيت ايران، و موقعيتی که آمريکا در آن بسر می‌برد، چه رفتاری از سوی حکومت ايران می‌تواند در انطباق با منافع بلند مدت اين کشور و خردمندانه باشد؟

همايون ـ نگهداری خود، دوری از مخاطرات نا‌لازم، شناخت مصالح شخصی و گروهی. کار ما به جائی رسیده است که می‌باید از آنها بخواهیم خود‌شان را فدای شعار‌های میان‌تهی و تصورات باطل در باره قدرت خود و زوال امریکا نکنند. هنگامی که ملتی اجازه می‌دهد چنین گروهی بر آن فرمانروائی داشته باشند ناچار در برابر خطر از هم‌پاشی می‌باید آرزوی‌هایش را هم پائین بیاورد.


تلاش ـ موانع درونی حکومت اسلامی در بروز اين خردمندی از نظر شما کدام است؟

همايون ـ در یک سخن پائین بودن سطح. این رژیم، مانند انقلابی که سکوی پرش آن شد، انتقام لای و لجن یک جامعه قرون وسطائی است از بخش‌های روزافزونی که به تندی می‌کوشیدند و می‌کوشند هر دو پایشان را از آن لای و لجن بیرون بکشند و زمان نیافته‌اند. انتظار دانستن و فهمیدن و به ژرفای موقعیت رفتن از این عناصر نمی‌توان داشت. اما این پروردگان کوچه و خیابان بویائی نیرومندی برای دریافتن سود و مخاطره دارند. پاداش و کیفر، وادار شدن و به امتیازاتی رسیدن زبان واقعی آنهاست. امریکا و غرب که می‌باید امیدوار بود هماهنگ‌تر عمل کنند (شرایط بد اقتصادی به سود این هماهنگی کار نمی‌کند) می‌توانند هر دو را به رژیم عرضه دارند.

 تلاش آنلاین ژانويه ٢٠٠٩‏‏
www.d-homayoun.net